close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان | دانلود کتاب

دانلود رمان | دانلود کتاب

banner
آخرین مطالب ارسال شده
جستجوگر پیشرفته




**وبلاگ در ستاد سازماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است**


:: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 16

:: بازدید : 31


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [جمعه 20 فروردين 1395 ] [ 17:41]
تاریخ

دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی (موبایل و PDF)

نوشته: zed-a

درباره ی داستان :
بهار به دلایلی از پلیس فراریه اما سرنوشتش با یکی از اونا رقم میخوره.

 

خلاصه :

اپیزود اول ؛ بهار ، هفت سال پیش مرتکب خطایی میشود.خطایی که دو دوست نوجوانی اش هم در آن دخیل هستند. خطایی که جـــبرانی ندارد. خطایی که یک خط بطلان روی تمام آینده و آرزوهای بهار میکشد.
اپیزود دوم ؛بهار از دوستانش جدا میشود و سعی میکند گذشته را فراموش کند. تا حدودی هم موفق میشود. زندگی خودش را دارد. روزمرگی هایش را . مثل یک “دختر” عادی.
اپیزود سوم ؛ماه همیشه پشت ابر نمیماند! با ورود سرگرد سید امیر احسان حسینی به زندگی بهار؛ همه چیز بهم میریزد… نمیدانم؟! شاید هم برعکس،همه چیز مرتب میشود…

 

مقدمه :

عاشقان بهم میرسند اگر خطا کنند . . . . . . قوانین هندسی خداکند به عهدشان وفا کنند !!

“تا تلاقی خطوط موازی “
از بچگی یاد گرفتیم؛دوخط موازی هیچگاه بهم نمیرسند.تا ابد هم امتدادشان دهیم؛رسیدنشان محال است.داستان من؛داستان تضادهاست.داستان تقابل عشق و نفرت،سفید وسیاه.

 

داستان من تقابل عشق و وجدان است.
دختر داستان خطا کار است.نفرت انگیز نیست اما خوب هم نیست.حداقل درکنار امیراحسان!….امیراحسان سفیدست…مثل برف…پاک است…برای خودش بروبیایی دارد…بهار برایش از کم هم کم تراست…
اگربخواهند بهم برسند؛باید خطا کنند.این قانون هندسه است.یکی باید کوتاه بیاید.یکی باید از مسیرش منحرف شود.یا بهار پاک شود(که محال است)یا احسان کثیف شود(که این محال تر است!)
از کجا آمده بودی.
این چنین آرام آرام
از کنار آخرین پنجره که از آن می گذشتم.
خسته خسته راه رفته بودم.
تنهایی ام در امتداد دستهایت بزرگتر خواهد شد.
من اینجا
تا تلاقی تمام خطوط موازی.
تا پر شدن صدای قلبم
به انتظارت خواهم ایستاد
“شاعر : بانو مریم تاجیک “


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 7


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [جمعه 07 خرداد 1395 ] [ 17:28]
تاریخ

دانلود رمان آقای حساس خانوم خشن (موبایل و PDF)

نوشته: ramika

درخواست کابران

خلاصه :

دختری شیطون،بی ملاحظه که بین سه تاپسر بزرگ شده و روحیه اش شده کپ پسرا……پسری ساکتو سربه زیر که بین سه تا دختر بزرگ شده و روحیه اش کپی دختراس.
این گل پسرو گل دختر باهم همکار میشن و باهم اتفاقای بانمکیو رقم میزنن….

مقدمه :

از وقتی کوچیک بودم به جای خاله بازی، ماشین بازی میکردمو به جای لِی لِی ،کشتی میگرفتم.کم کم همه جوره شدم کپی برابر اصل پسرا.تو کوچه دروازه بانی میکردم و یاد ندارم که با دخترا هم بازی شده باشم….
_این منم یه پسر با خلقو خوی دخترونه تا چشم رو هم گذاشتم نشسته بودم جلو چهار تا دخترو چایی تعارف میکردم و یا موهای عروسکمو پاپیون میزدم !!!
ماآدما مثل خمیریم….هرجور ورزمون بدن همون شکلی مشیشم.شخصیتامون آینه معکوس هم نشینامونه و بس…پایان خوش

 

 

کانال تلگرام :

telegram.me/groupfun


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 7


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [جمعه 07 خرداد 1395 ] [ 17:21]
تاریخ

دانلود رمان شب شیشه ای

رمان شب شیشه ای




دانلود رمان شب شیشه ای اثر نسرین ثامنی




بخشی از این رمان :

افشین در خانه را می گشاید و دزدانه و پاورچین قدم به داخل حیاط می گذارد.از پله ها به آرامی بالا می رود.سعی دارد کمترین صدایی تولید نکند بنابراین دم پله ها کفش هایش را از پا خارج می کند و آنها را زیر بغل می گذارد و به راهش ادامه می دهد.مقابل پنجره ی اتاق که می رسد کمرش را خم کرده و با احتیاط عبور می کند.صدای تلویزیون از ورای پنجره به گوش می رسد.به آرامی در اتاق جانبی را می گشاید و وارد می شود.
قلبش مانند گنجشکی در بند به تپش افتاده است.اتاق غرق در تاریکی است.در را بدون ایجاد سر و صدا پشت سر خود می بندد و کفش هایش را کنار در می گذارد.دست هایش را که از سرما یخ زده است به دهانش نزدیک کرده وها می کند تا با نفس گرم خود از سرمای آن بکاهد.برای لحظه ای کلید برق را می زند اما یکباره از حرکت خود پشیمان شده و بار دیگر اتاق در تاریکی فرو می رود.
کورمال کورمال خود را به پشت رختخواب ها می رساند و در قفای آن پنهان می شود.نفس را در سینه اش حبس می سازد و همان طور که پشت رختخواب ها چمباته زده به فکر فرو می رود.گرسنگی آزارش می دهد.دلش را با دست مالش می دهد،اتاق به قدری سرد است که بخار دهانش به وضوح در فضا متراکم می گردد با این همه شهامت بیرون آمدن ندارد.اگر در حضور پدرش آفتابی شود عاقبت ناخوشایندی در انتظارش خواهد بود.









لینک دانلود رمان شب شیشه ای در پایین :





shabe-shishee

:: امتیاز: نتیجه : 4 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 9

:: بازدید : 21


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:49]
تاریخ

دانلود رمان روزهای سرد برفی

رمان روزهای سرد برفی



دانلود رمان روزهای سرد برفی اثر فهیمه رحیمی




بخشی از رمان :


خواب با قدرت خواندن ادامه بیت را از چشمم ربود و با مهارت دست در یقه ام انداخت و گردن باریک و ضعیفم را به زیر پنجه های قوی اش فشرد. بگونه ای که صدای تق مهره های گردنم را شنیدم
و دردی که مثل صاعقه در سر و گردانم پیچید هشداری بود که بفهمم با حریفی نیرومند روبرو هستم. و علی رغم میلم باید بازی را به او واگذار کنم و مغلوبش شوم کتاب را برهم گذاشتم. از پشت میز تحریر کهنه، ارث رسیده از پدر زیر چشمی نگاهی اجمالی به اتاق انداختم. بوی فتیله سوخته بخاری بینی ام را آزارد. بسختی از روی صندلی بلند شدم که صدای جیر جیرش بلند شد. سلانه، سلانه، از اتاق بیرون آمدم. روی پله سیمانی سرد که مرا به طبقه بالا و اتاق خواب می رساند پا نگذاشته بودم که چشم نیمه بازم به حیاط و دانه های سفید برف افتاد که آرام و سبک فرو می افتاد. در برابر برف پایم از رفتن باز ایستاد . دوست داشتن توان آن را داشتم که می ایستادم و نگاه می کردم اما حریف با فشار دیگری بر گردن وادارم نمود دیده از این منظره بدیع برگیرم و با خود رویای شب برفی را همراه کنم. با کمک نرده بالا می رفتم و در ذهن تعداد پله ها را شماره می کردم، یک، دو، سه، پایم پله چهارم را لمس نکرده بود که صدای زنگ در حیاط بگوشم رسید. گوش تیز کردم صدایی نبود.






لینک دانلود رمان روزهای برفی در پایین :




haye-sarde-barfi

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 13


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:49]
تاریخ

دانلود رمان راز مهتاب

رمان راز مهتاب




دانلود رمان راز مهتاب اثر اعظم ابراهیمی



بخشی از این رمان :


در عصر پائیزی که درختان سر به فلک کشیده سعی دارند برگ های خشک خود را بر شاخسار نگه دارند برگ های خشک خود را بر شاخسار نگه دارند تا به نسیمی کوتاه و سبک سرنگون نشوند،دختری زیبارو در حالی که دست های سپیدش را روی سنگ قبری مرمرین می ساید این شعر را می خواند و باچشمانی اشکبار خاطرات خوب گذشته را به یاد می آورد.
ای کاش آن روزهای خوش و لحظات شیرین تکرار می شد.او می آمد و دخترش را در آغوش گرمش می فشرد و به موهای سیاهش بوسه می زد و می بوییدش.ای کاش آن دویدن ها در دل شالی زاران و جنگل های سبز تکرار می شد و باز هم سر به روی سینهٔ پر مهرش می نهاد و صدای تپش قلبی که از حیات و زیستن خبر می داد برایش لالایی دوران کودکی می شد.
یاد آن روزهای سبکبالی که مادر کنار رودخانه می نشست و به صدای برخورد آب با صخره ها گوش می داد،در دلش فریاد می زند و نمی خواهد واقعیت امروز را دریابد و خود را این چنین تنها در کنار سنگ قبری سپید در گورستانی سرد و خالی ببیند.
با کوچ مادر،که اکنون چند ماهی از آن می گذرد،میعادگاه او این گورستان غمزده ولی آشناست.این جاست که خود را کنار مادر می یابد و عبور زمان را با سیر خاطرات گذشته احساس نمی کند.
این بار هم آن چنان اشک از دیده فرو می نهد و راز و نیاز با مادر به خاک خفته می کند تا عاقبت خسته و پریشان حال آن جا را ترک می گوید.








لینک دانلود رمان راز مهتاب در پایین :





raze-mahtab

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 9


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:48]
تاریخ

دانلود رمان زن نیمه ی تنها

رمان زن نیمه ی تنها




دانلود رمان زن نیمه ی تنها اثر فانوس فاروقی




بخشی از این رمان :


به صورت پر از مهر و در عین حال پر از درد خاله نگاه میکنم چشمهایش هزاران نگفتنی را در خود دارد و وقتی خوب دقت میکنی میفهمی که چیزی را میخواهی با تمام وجود درک کنی اما نمیتوانی!از فهم ان عاجزی ولی واضح و روشن نگفته ها را میخوانی!نگفته هایی که نمیدانی چیست دردهایی که ردپای آنها را در خطوط بی شمار صورتش میبینی اما...
همیشه در کنار خاله بودن حس داشتن تکیه گاهی مطمئن را به من میدهد مخصوصا امروز که از همه چیز این زندگی بیزارم از بودن و نفس کشیدن و روز را شب کردن متنفرم مادرم در اینجور مواقع قربان صدقه ام میرود و خالصانه محبتش را به پایم میریزد اما نمیدانم چرا امروز دلم میخواهد غصه هایم را بر عکس همیشه بجای مادرم با خاله ام در میان بگذارم به زنی که همیشه با مشکلات زندگی اش دست و پنجه نرم کرده است.







لینک دانلود رمان زن نیمه ی تنها در پایین :






zan-nime-tanha

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 9


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:48]
تاریخ

دانلود رمان از کیمیای مهر

رمان از کیمیای مهر




دانلود رمان از کیمیای مهر اثر فاطمه زاهدی




بخشی از این رمان :


پدر مروارید مهندش معدن بود و مادرش روانپزشک. خواهر و برادری نداشت. بیشتر به دایی ناتنی اش و مادربزرگ پیرش وابسه بود اکثر خاطره های دوران کودکی مروارید آمیخته با یاد مادر بزرگ و دوستان مهد کودکش بود.
مادرش را گاه و بی گاه به بیمارستان احضار می کردند و پدرش هم به دلیل موقعیت شغلیش بیشتر وقت ها در شهرستان بود. و نهایتا از هر ماه ده روزش را در خانه بود که آن ده روز هم در تدارک سفر بعدیش بود.
مار صبح ها او را به مهدکودک می رساند و بعدازظهر هم سرویس مهد کودک او را به خانه ی مادربزرگش می برد. گاهی وقتی که مادر سرش خلوت بود مروارید را به سینما، تاتر، پارک و یا باغ وحش می برد. ولی این جور جاها هم خیلی روحیه ی مروارید را عوض نمی کرد. رفتن به این گونه مکان ها مروارید را بیشتر به یاد چیزهایی که نداشت می انداخت.
مروارید با تمام بچه بودنش می دید که همه ی بچه ها همراه پدر و مادرهایشان برای تفریح و گردش آمده اند، ولی او بیشتر وقت ها همراه مادش به گردش می رفت.







لینک دانلود رمان از کیمیای مهر در پایین :






az-kimiaye-mehr

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 3


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:47]
تاریخ

دانلود رمان شاخه های سبز

رمان شاخه های سبز



دانلود رمان شاخه های سبز اثر مریم غلامی حاجی آبادی



بخشی از این رمان :


هواپيما بر باند فرودگاه مهرآباد فرود آمد. مسافرها يك به يك آماده ي خروج شدند. او هم بلند شد. چند رديف جلوتر خانم مسني سرش را به عقب برده بود و نگاه سيارش بر مسافرها مي چرخيد. به او كه رسيد ناگاه چرخش نگاهش متوقف شد و برق آسا چشم برگرفت. الميرا بند كيفش را روي شانه اش جابه جا كرد و مقابل در خروجي ايستاد. او قبل از پرواز هواپيما نيز متوجه حضور آن زن شده بود ولي نمي دانست چنين رفتارها و نگاه هايي را از يك زن سالخورده چگونه تعبير كند؟! احساس عجيبي داشت كه از چندوچون آن سر در نمي آورد. الميرا به ميمنت فارغ التحصيلي از دانشگاه، توسط مادربزرگش به اصفهان دعوت شده بود و اكنون پس از سفري كوتاه و دلنشين دوباره خود را در تهران مي يافت.
محوطه سرپوشيده ي فرودگاه را از نظر گذراند. فضاي سالن خالي از وجود مادر و پدرش بود. او در حالي كه چمدان را به دست گرفته بود خارج شد. آن جا هم جز اتومبيل هاي پارك شده و رفت و آمد عادي مردم چيزي جلب توجه نمي كرد. هنوز زماني نگذشته بود كه اتومبيلشان را شناخت. پدر به سوي او مي راند و مادر هم در كنارش بود. در حالي كه سوار اتومبيل مي شد آن زن را ديد كه در كنار يكي از اتومبيل هاي پارك شده ايستاده و مبهوت اوست!






لینک دانلود رمان شاخه های سبز در پایین :






shakhehaye-sabz

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 7


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:47]
تاریخ

دانلود رمان چشمان همیشه مست

رمان چشمان همیشه مست




دانلود رمان چشمان همیشه مست اثر نسرین نصرینی




بخشی از این رمان :



دیگر رنگ به چهره اش نمانده بود.با چشمانی همانند عروسک شیشه ای و بی روح روی صندلی عقب اتوموبیل درست پشت سر من نشسته و متفکرانه به نقطه ای نامعلوم چشم دوخته بود.از آیینه اتوموبیل نگاهش کردم.خیلی وقت بود دلم برای دیدن چشمانش تنگ شده بود.چشمانی که در تمام دنیا شبیه ترین بود.به چشمان او.از خیابانهای اصلی گذشتیم و کم کم به آن جاده فرعی و دور افتاده رسیدیم جاده ای که در گذشته ای دور از آن عبور کرده بودم و این برایم یادآور شیرین ترین خاطرات زندگی ام بود.جاده ای که پس از سالها هنوز بوی عشق میداد.انگار حضورش را دوباره احساس میکردم و آن چشمان زیبا و دوست داشتنی و آن لبخند شیرین واضح تر از همیشه در نظرم نقش بست.جاده هنوز هم خلوت و تاریک بود.درست مثل گذشته درختان بلندی که دو طرف آن قرار داشت چنان روی جاده باریک خم شده و شاخ و برگشان را درهم پیچیده بودند که انگار وارد تونلی درختی میشدیم.









لینک دانلود رمان چشمان همیشه مست در پایین :







cheshmane-hamishe-mast

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 5


نویسنده
نویسنده : hamidreza
تاریخ : [دوشنبه 03 خرداد 1395 ] [ 19:46]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
اطلاعیه مهم تاریخ : جمعه 20 فروردین 1395
دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی تاریخ : جمعه 07 خرداد 1395
دانلود رمان آقای حساس خانوم خشن (موبایل و PDF) تاریخ : جمعه 07 خرداد 1395
دانلود رمان شب شیشه ای تاریخ : دوشنبه 03 خرداد 1395
دانلود رمان روزهای سرد برفی تاریخ : دوشنبه 03 خرداد 1395
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
رمان های جدید
کتاب رمان مخصوص گوشی موبایل آندروید
برنامه عاشقانه موبایل
دانلود رمان های عاشقانه pdf
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 580
کل نظرات کل نظرات : 13
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا تعداد اعضا : 7

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 395
باردید دیروز باردید دیروز : 878
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 174
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 291
بازدید هفته بازدید هفته : 1,273
بازدید ماه بازدید ماه : 42,776
بازدید سال بازدید سال : 72,731
بازدید کلی بازدید کلی : 72,731

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.158.29.163
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir